X
تبلیغات
آبی ناگهان

آبی ناگهان

ده شعر از مجله ی بین المللی نوشتا


سجاده روی ماه

-------------------------

۱ - از آسمان جستجو

آراسته درچشم‌های تو

می‌رویم

با دستانی ازستاره‌های ناگهان

وقتی، همهمه‌ی فواره های نور

سپید می‌بارد

روی کمانه‌های رنگ

 

۲ - کمانه‌ای

از انتهای فواره

با قامت آب

شتاب می‌گیرد

تا پهنای علف

طول سایه را

به سرعت  طی کند

میان زخم کهنه و

کتف‌های بریده

آستین درآستانه‌ی باد

بی پرده می‌نهاد

 

۳ -  اینک که طول رود

آرامش مرا

کنارعصب‌های صحرا

درهم می ریزد

آواز آب

با اندوه مهتاب

زمزمه می‌شود

بالای زخمه‌های باد

 

۴ - راز پرواز

همبستر دهان باز

ارتفاع فرزانگی

با رعشه‌های ابریشم

درجان من می‌ریزد

 

۵ - ظلمت همیشه

شیب زمین را

شبانه طی می‌کند

و عبارتی از صدا

در دهان ماه

با  نفسی از تب ناگاه

کنار پیکری

درحواشی سیاه می‌نشیند


۶ -  اینک که تاب رود

در شانه‌های بی تاب

فتنه از هوای آب و

ترس از نگاه مهتاب

بر می‌دارد

از حیرت دیوانگی

دریای دیگری

ظهور می‌کند

میان عریانی بلند آب

 

۷ - عقربه سوم ساعت

سرعت می‌گیرد

روی نفس‌های مست

وقتی جان

جادوی پرواز را

در جهان بال می‌ریزد

 

۸ - پرنده های مهاجر

از جلوه های کدام نام

با حیرت ناگهان

فاصله های بلند را

بسیار کوتاه

طی می‌کنند

 

۹ - چنگ به خاطره می‌زند

سرعت دایره های ساکن

ریتم تند نبض

از حاشیه‌ی هوش

پرت می‌شود

روی سطح ماه

تا صورت هوایی حس

در نمای رابطه ها

رویش دوباره

آغاز کند

میان دایره ها

 

۱۰ - تندیس‌های ترس

از ذهن بسته

بر می‌خیزد

با کمانه های سرخ

آن گاه نور ریخته ازفضا

روح گران مرا

ارزان به باد می‌سپارد

تا در سکوت وقت

هندسه‌ی مات

میان نیلوفران

آرام منتشر شود

 


نویسنده : منصور خورشیدی | تاریخ ارسال : یکم خرداد 1392

پس لرزه های نور

در خلوت همیشه

انگشت روی گونه های تو

آرامش بی دلیل تن را

میان پس لرزه های نور

عبور می دهد

آن گاه هزار بوسه

در پیشانی تو ستاره می شود

وقتی تن به پهلوی من می زنی

اینک ، حس غریب ترین کوچ

در چشم های تو

نیلوفرانه بهشت را

برابر آینه بی رنگ می کند

همان دمی که خورشید

به گیسوی تو آویز می شود


نویسنده : منصور خورشیدی | تاریخ ارسال : پنجم اردیبهشت 1392

نوشتا شماره ۲۲

نوشتا 22

با آثاري از اين شاعران و نويسندگان منتشر شد :

منصور خورشيدي - يدالله رويايي - سهراب رحيمي

حسين آتش پرور-  محمدآزرم  - قاسم آهنين جان -   ديويد البحاري  -  فايزالحمداني-

 محمدعلي اخوات - پرويز اسلامپور- گونار اكه لف-  علي بابا چاهي - نرگس باقري 

كريستف بالايي -  هارولد پينتر  -مريم تاجيك -  ميلاد جنت -آرش جودكي- شاپور جوركش -  ابولفضل حسيني-

پري رخ رضا- علي رضا زرين - ح.ع شريفي - هادي شفيعي -  سعيده شفيعي . ابراهيم دمشناس -  

 نادر شهريوري ( صدقي)- ليلا صادقي-  قاسم صنعوي - صمد طاهري -  علي عبداللهي

- هرمز علي پور- فرزانه قوامي- آزيتا قهرمان  - مارسلا كارباژو- آله خوكارپانتيه  -

علي اكبر كرماني نژاد  - سهراب مازندراني - محمد حسين مدل -  محمد مهدي مصلحي 


نویسنده : منصور خورشیدی | تاریخ ارسال : سوم فروردین 1392

بهار مبارک . دوستان و عزیزان


به اعماق کودکی رفتم

 ۱

مشتاق اندکی پَر

برای پروازم

جنب جوانه هایی که

آرامش زمستان را

به موسیقی دلپذیر آب می سپارند

 

رگبار مضاعف احساس

معمای هستی را

برهنه تر از عصب های بیدار

با نشانه های کوچک

روی مردمک می نشاند

 

وقتی که ماه منور

کنار نسترن های وحشی

نیلوفرانه قد می کشد

در خلوت هزار ستاره

به اعماق کودکی رفتم


 آخر همین ماه

به تماشای پرنده ها بیایید

در خلوت تمام ثانیه ها

وقت شکفتن شبنم روی برگ

 ۲

پلک تو زیر باران

سقوط که می کند

تمام اندام تو می لرزد

تکیه به کتف های من زدی

آسمان میان دو نگاه

شقه شد

ناگاه عقربه های لال

در گردش مدور خود

مات شدند

اینک ، چند کوکب کهنسال

به گیسوی تو آویز می کنم

هنگام لرزه های مدام

وقتی سه شنبه های تمام سال

کنار من قد می کشی

۳

در خلوت همیشه

انگشت روی گونه های تو

آرامش بی دلیل تن را

میان پس لرزه های نور

عبور می دهد

آن گاه هزار بوسه

در پیشانی تو ستاره می شود

وقتی تن به پهلوی من می زنی

اینک ، حس غریب ترین کوچ

در چشم های تو

نیلوفرانه بهشت را

برابر آینه بی رنگ می کند

همان دمی که خورشید

به گیسوی تو آویز می شود

  


نویسنده : منصور خورشیدی | تاریخ ارسال : بیست و هفتم اسفند 1391

خلق حادثه در زبان شعر

نگاهي به مجموعه‌ شعر :  آبي ناگهان

اثر منصور خورشيدي

انتشارات کندو

سمیه طوسی

خلق حادثه در زبان

اندکی از معرفت

متن دشت را

نقطه ی دیدار می‌کند

 

شاید برقرار کردن ارتباط با مجموعه شعری که در حیطه‌ی شعر حجم نفس كشيده و باليده است ، به تناسب ذاتی کلماتش و دلیل خاصیت زبان و بیان ماهیت‌اش، به روش دیگر آثار موجود در شعر معاصر نباشد. در واقع می طلبد تا همان گونه که شاعر دیدگاه و نگاهش را نسبت به کلمه تغییر داده و زاویه های دید خود را نسبت کارکرد های کلامی  بازکرده، مخاطب یا منتقداثر نیز، با پیش فرض های آنچه همیشه مدنظرش بوده دست بردارد و از دریچه‌ای ديگر به اثر نگاه کند.


وقتی هوش بهار

از کمال کوه

بالا می‌رود

تن به سلسله آفتاب می‌دهم

با تاج تازه‌ی امواج



نویسنده : منصور خورشیدی | تاریخ ارسال : یکم اسفند 1391

الف مثل باران


 منصور خورشیدی؛ شاعر و منتقد


دارای سه مجموعه شعر


1- خطابه های کهنسال کودکی
2- از فکرهای با تو

3- آبی ناگهان


به زودی منتشر می شود:


1- سجاده روی ماه بینداز
2- تاجریزی خاکستر

 

---------------------------------------------------------------------

الف مثل باران

حبیب شوکتی

انتشارات شاعر امروز

حضور غیبت باران

مجموعه شعر حبیب شوکتی در صد و سه صفحه با شصت شعر در سال هشتاد و سه منتشر شده است . یک دهه از عمر این مجموعه می گذرد . نگاه  مرا به این مجموعه به حساب همان سال انتشار می خوانید . داوری من در مورد شعر های این شاعر مهاجر را در مجموعه ی تازه نشر آن به گونه ی دیگر خواهید خواند .

راه طی شده در این مجموعه " از خواب سبز رسید ن " تا " آبخوان فصل شکوفه " با تانی شکل گرفت . " الف مثل باران " از سمت کوچه های رفتن درون عادت باران ، از تلاقی شبنم و شکوفه و زاده شدن در باغ اشتیاق ، خواننده را با خود همراه می کند .

در طول تمام راه شاعر شاخه می زند و در بی قراری های نازک و هاشور خورده خیال ، حسرت و هراس خود را منتشر می کند تا غیبت خود را آن سوی حضور باران در فراز و فرود های زندگی از نشستن و برخاستن از خواب بلند شبانه با اشارتی گذرا هفت آسمان عشق را پایکوبان و شلنگ انداز طی کند و از خود بی خود شود .

شکوفه از تلاقی شبنم گفت

و من کنار تو

 از باغ اشتیاق زاده شدم . ( شعر : از خواب سبز رسیدن )

در این مجموعه حبیب شوکتی با تمام پدیده های پیرامون خود به شکل نمادین بر خوردی صریح و قاطع دارد . تلاش می کند که فاصله را کوتاه کند . فاصله ی میان انسان و جهان هستی !

نه پر پرواز

که فقط آسمانی اندک را طلب کردیم

به قصد پروازکی محتصر

تا از گیر زمین مان رها شویم ( شعر : قدم )


 


نویسنده : منصور خورشیدی | تاریخ ارسال : سوم بهمن 1391

خسروانی عشق

مجموعه شعر " از فکر های باتو "

راز نهفت آفتاب

 ۱

به هفت پَرده

از نگاه تو

می‌افتد

خسروانی عشق

تا

راز نهفت آفتاب

در هم بریزد

خیال آدم

از جاذبه‌های مدام

پُر می‌شود

 


نویسنده : منصور خورشیدی | تاریخ ارسال : نهم دی 1391

مجموعه شعر : آبی ناگهان

چشمان پرشکوفه

 

۱)     

بهشت چشمان‌اش

پر از شکوفه بود

وقتی بادهان نسیم

پرندگان را

به الفت بهار می‌خواند

 

 ۲)

هوای سبز علف‌ها                                                                                 

زیر باران نا به ‌جا

این جا و هر جا

تیره می‌نشیند

درچشم‌های تماشا

 

۳)

اندام خسته

 به آب می‌سپارد

 این ستاره‌ی در راه

 كه از بی راهه‌ی پروانه‌ها 

 می‌آید

 به کوهستان این جا

 

۴)

حیرت ناگهان

شبیه چشم

روی سطرهای سپید وقت

ورق می‌خورد

جنب کمانه‌های رنگ

وقتی، زلالی مهتاب

در آب می‌رقصد

گونه، گل می‌شود

از تماشای آب


نویسنده : منصور خورشیدی | تاریخ ارسال : یکم دی 1391

آن سوی ماورا

آن سوی ماورا

 

منصور خورشیدی

بُعد صدا در کوهستان

بسیار دیر

کمانه می‌کند

تا ریتم کلام را

معنا کنم برای تو

پس، تا بهار آینده

منتظر بمان

هنگام، که فریاد شاخه‌ها

با خواهش تن

هم صدا شود


نویسنده : منصور خورشیدی | تاریخ ارسال : بیست و ششم آذر 1391

بزرگداشت رستم اله مرادي

بزرگداشت رستم اله مرادي

پیام هم دردی با خانواده رستم اله مرادي

    متن پیام :

  با اعلام مرگ " رستم اله مرادي " . انگار تمام جهان در ذهن من غروب کرده است .  در گوشه ای از زوایای تنگ این جهان بزرگ آیا جایی برای رستم نبود . و نيست كه آخرين ديدار  مرا باخود در آبان ۱۳۸۹ ترسيم كند . كه ده روز آخرعمر خود را با من سهيم بوده است .

 " آخرین دم      از نفس های خویش را / نفس کشیدی /

 پرندگان / تدفین دریا را / پَر ریختند . "

    امروز به اعلام مرگ او وآرامش خانواده  اش به مناسبت سومین سال مرگ او

دقیقه ای سکوت مي کنیم ،

 و بَعدِ اندکی سکوت ! سرنوشت خود را مرور کنیم . وقتی کنار درختان بلند گورستان در برابر مزاراو در اين غروب غم انگیز نشسته ایم و عصر کوچک هستی بزرگ را ورق می زنیم .و این گونه ضرورت غمناک مرگ دوستی را که اینک در میان ما نیست تحمل کنیم .
   " با صدای شکسته بالی / که نمی دانم به کدام گور می افتد / چقدر ستاره  می سوزد / روشنایی آشفته را / چقدر لب از لب وا نمی شود . "
 
   


نویسنده : منصور خورشیدی | تاریخ ارسال : دوازدهم آذر 1391